محمد ابراهيم آيتى

14

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

قيصر روم رفت ، و كيش مسيحى گرفت . و قيصر مقدم وى را گرامى شمرد . 4 - زيد بن عمرو بن نفيل ( از قريش ) پدر « سعيد بن زيد » صحابى معروف كه از بت‌پرستى و خوردن ميته و خون و قربانيهاى بتها ، كناره گرفت . او مردم را از كشتن دختران نهى مىكرد و خداى ابراهيم را مىپرستيد و اشعارى مشتمل بر توحيد و ايمان به معاد مىگفت . از جمله : عزلت اللّات و العزّى جميعا * كذلك يفعل الجلد الصبور و لكن أعبد الرحمن ربّى * ليغفر ذنبى الربّ الغفور ترى الأبرار دارهم جنان * و للكفّار حامية سعير و در قصيدهء ديگر مىگويد : و إيّاك لا تجعل مع اللّه غيره * فإنّ سبيل الرشد أصبح باديا [ 1 ] زيد بن عمرو در جستجوى حق از مكّه بيرون رفت و در هر جا گمان حق مىداشت به تحقيق و جستجو مىپرداخت . تا آنكه موصل و جزيره و [ 2 ] شأم را گشت و در زمين « بلقاء » ( در شام ) راهبى را ديد كه از كيش مسيحى نيك آگاه بود و دين ابراهيم را از وى جستجو كرد . راهب گفت : به همين زودى در همان شهرى كه از آن بيرون آمده‌اى . پيغمبرى ظهور خواهد كرد و به دين ابراهيم دعوت خواهد كرد . « زيد » از

--> [ 1 ] - ترجمهء اشعار اين است : لات و عزى همه را كنار گذاشتم ، چنين مىكند شخص نيرومند بردبار ( 1 ) ليكن بخشايشگر ، پروردگار خود را مىپرستم تا پروردگار آمرزنده از گناه من چشم‌پوشى كند ( 2 ) نيكوكاران را مىبينى كه بهشت خانهء ايشان است ، و براى كافران زبانهء آتش سوزان است ( 3 ) زنهار قرار مده ديگرى را با خداوند ، چه راه هدايت به روشنى آشكار شده است ( 4 ) م . [ 2 ] - و او در نسخه وجود نداشت ، اين جانب با توجه به منابع از جمله سيره ابن هشام ( ج 1 ، ص 246 ، چاپ مصطفى البابى 1355 ه . ) آن را افزوده . ه .